168-- دخترک دو سال و یک روزه من

دو ساله با همیم. شب با هم خوابیدیم و صبح با هم بیدار شدیم. آخرین چیزی که هر شب قبل از خواب دیدم صورت ناز تو بوده و آخرین کار هر شبم انداختن پتو روی دست و پای تپل و خسته ت. و اولین چیزی که هر صبح چشمم بهش افتاده، چهره ناز و معصومت بوده که اون اوایل شاید خواب بودی و الان ها دیگه بیداری و داری منو صدا می کنی...

خیلی ناز صدا می زنی منو. به شیرین ترین حالت ممکن: مامان... با یه تشدید روی "م" و یه "ا"ی کشیده. باز صدا می زنی: مامان... مامان بیا...

بهت می گم بغلم کن. دستاتو حلقه می کنی دور گردنم و بعد میگی فشار بده و محکم فشارم میدی... قشنگ ترین حس دنیا رو من دارم و من چقدر خوشبختم...

خیلی خوشحالم که تو رو دارم. خیلی خوشبختم که دختر من تویی... روز به روز از مادر بودنم و از مادر تو بودنم بیشتر و بیشتر لذت می برم و بیشتر دوستت دارم. اون اوایل سختی هاش برای من بیشتر بود و لذتش شاید کمتر. اما الان هرچی میگذره برعکس میشه. و البته چیزی که در کنار همه لذت و خوشبختی ش برای من پررنگ تر میشه احساس مسولیت ه که برای تربیت تو در وجود من بیشتر میشه. هر روز یه چیز جدید به ذهنم میرسه و نگرانی از بابت این که نکنه کم کاری کرده باشم. نکنه اون طوری که لازمه نباشم.دلم می خواد تو مسیر تربیتت درست قدم بردارم. بهت اجازه اشتباه بدم و درک اشتباهات و فهم این که تکرارشون نکنی. طوری بشی که خوب باشی و خوب و انسان باشی و بتونی درست و نادرست رو خودت تشخیص بدی.

در سالروز تولدت از خدا اول از همه سلامتی تو رو می خوام و این که صدای خنده های شیرینت هر روز گرمی بخش خونه مون باشه و بعد از اون برای خودم و بابات توانایی و قدرت و فکر برای تربیت خوب تو. و سوم این که از خدا می خوام تو مسیر زندگیت با بهترین ها برخورد کنی. بهترین دوستا رو داشته باشی بهترین همراه ها رو در تمام مراحل زندگی ت و بهترین اتفاق ها برات بیفته. دوستت دارم دخترم...

/ 2 نظر / 39 بازدید
شایلین

تولد دختر نازت با بهترین آرزوهای قلبیم مبارک

خانم توت فرنگی

عزیزم... چقد خوب نوشتی[گل] تولد دختر کوچولوت با کمی تاخیر مبارک